محمد يار بن عرب قطغان

85

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

عاقبت سپاه خراسان از مقاومت عاجز گشته ، عنان عزيمت به وادى هزيمت تافتند و [ از ] پريشانى و بىسامانى ، هر طايفه [ به طرفى ] از اطراف ولايات خراسان شتافتند . اما امير ذو النون ارغون در اثناى جنگ به قتل آمده ، امير شيخ على طغاى با جمعى ديگر از امراى خراسان اسير سرپنجهء تقدير گشتند و دلاوران سپاه خانى تا حدود تقوز رباط 133 گريختگان را تعاقب نموده ، آن مقدار غنيمت گرفتند كه ( 52 ب ) بيان از احاطهء كميت آن عاجز است و قلم دو زبان از تعداد اندكى ، از آن قاصر و عاجزست از شرح آن ، انشاء « 1 » قلم . ( مصراع : ) و اللّه تعالى بحقائق الأمور اعلم 134 [ گفتار در بيان كيفيت تفرقه و پريشانى حكام و عساكر خراسان ] و « 2 » وصول رايات نصرت‌نشان محمد خان شيبانى به النگ كهدستان 135 بعون مالك المنّان چون از مهبّ عنايت حق - عزّ و علا - در ميان رباط امير عليشير و منزل مرل « 3 » ، نسيم فتح و ظفر به رشتهء علم محمد خان شيبانى وزيد ، بديع الزمان ميرزا و مظفر حسين گوركان به اكثر امرا و لشكريان به مقتضاى كلمهء « الفرار ممّا لا يطاق » عمل نموده ، هركس به طرفى منهزم گرديد . سيد عبد الله ميرزا با جمعى « 4 » از امرا به مشهد مقدسه رفته ، به كپك ميرزا پيوستند و عبد الباقى ميرزا و امير محمد برندوق برلاس در حدود سبزوار به ابن حسين ميرزا ملحق گشتند و بديع الزمان ميرزا به دار السلطنهء هرات شتافته ، آن شب در باغ نو منزل كردند و لحظه‌اى غنوده ، سحر چون خسرو خاور علم بر كوهساران زد ، متوجه قندهار و زمين داور شد . و مظفر حسين ميرزا در جوف ليل به هرات درآمده ، در باغ شهر خراميد و بعد از دميدن صبح با جمعى از خواص ملازمان به صدهزار درد ، وداع ملك و مال و مادر و اهل و عيال كرده ، از دروازهء فيروزآباد بيرون رفت و از راه « 5 »

--> ( 1 ) . س : اشياء . ( 2 ) . تكميل از حبيب السير ، ج 4 ، ص 375 : « ت » : عنوان ناخوانا است . ( 3 ) . س : « مرل » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 4 ) . س : جميع ( 5 ) . س : « از راه » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد .